الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

120

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

أَرَحْنَا ابلنا : شترانمان را در نيمروز استراحت داديم . أَرَحْتُ إليه حقَّه : از همان استراحت دادن شتران استعاره شده است يعنى حقّش را به او پرداختم و آسوده خيالش كردم . مُرَاح : جائى است كه شتران شب در آنجا بسر مىبرند ( آرامشگاه شتران در شب ) . تَرَوَّحَ الشَّجَرُ و رَاحَ يَرَاحُ : درخت دوباره شكوفه برآورد و چون از واژهء روح ، وسعت و فراخى تصوّر مىشود لذا گفته‌اند : قَصْعَة رَوْحَاء : يعنى قدحى بزرگ . و آيهء : ( لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ - 87 / يوسف ) يعنى از رحمت و گشايش دادن خداى تعالى مأيوس نشويد و اين خود قسمتى از - روح - يعنى رزق و بخشايش است . رود : الرَّوْد : رفت و آمد با مدارا در طلب چيزى . مىگويند - رَادَ و ارْتَادَ - و همينطور - رَائِد - يعنى جوينده گياه و علوفه . رَادَ الابلَ فى طلب الكلاء : ( شتران را به طلب علوفه فرستاد ) . و به اعتبار معنى رفق و مدارا در اين واژه مىگويند . رَادَتِ الابلُ فى مشيها تَرُودُ رَوَدَاناً : ( شتران به آرامى رفتند ) و از اين معنى واژه مرود - ساخته شده يعنى : ( ميل سرمه و آهن حلقه‌اى شكل و چرخ آهنين و دلو كه همواره در رفت و آمدند ) . أَرْوَدَ ، يُرْوِدُ ، ارْوَادا : مدارا و مهربانى كرد و از همين معنى واژه رُوَيْد - يعنى آرام ، مشتقّ شده ، مثل : رُوَيْدُك الشِّعْرَ يُغِبَّ : ( شعرت را مخوان و بگذار بماند تا وقتى كه كم و كاستى آن بر خودت روشن شود ) إرادَة - از - راد ، يرود - است يعنى وقتى كه كسى در طلب چيزى سعى و كوشش كند - ارادة - در اصل - قدرت و نيروى است كه از شهوت و نياز و